بسم الله الرحمن الرحیم
چند تا از بچه ها،کنار آب جمع شده بودند.یکیشان، برای تفریح ، تیراندازی می کرد توی آب.زین الدین سر رسید و گفت «این تیرها ، بیت الماله. حرومش نکنین.»
جواب داد«به شما چه؟»و با دست هُلش داد.
زین الدین که رفت صادقی آمد و پرسید«چی شده؟»بعد گفت «می دونی کی رو هل دادی أخوی؟»
***
دویده بود دنبالش برای عذرخواهی که جوابش را داده بود«مهم نیس . من فقط امر یه معروف کردم .گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته .»
برگرفته از کتاب یادگاران ص:56
طبقه بندی: خاطرات ،
لازم است متعهدان و بیداران و دلسوزان برای غربت اسلام و مهجوریت این بعد در اسلام،بویژه حج که این بعد در آن ظاهرتر و مؤثرتر است،با قلم و بیان وگفتار و نوشتار به کوشش بر خیزید؛خصوصأدر ایام و مراسم حج،که از پس مراسم عظیم انسانها می توانند در شهر و دیار خود با توجه به این بُعد عظیم مسلمانان و مظلومان جهان از تحت فشارهای روز افزون ستمگران مدعی حمایت از صلح به حرکت وا دارند.
صحیفه امام؛ج19،ص23
منبع:راسخون
طبقه بندی: سخنان امام خمینی رحمه الله ،
اندر ضربانیان تاریخ
نقل است که شیخ ابوالحسن نوری با خلق مخالطت نکردی و هرچه نه از امور دین بودی از آن نپرسیدی و هرگاه منکری بدیدی از آن منع کردی، اگر چه در آن بیم کشتن بودی. روزی به کنار دجله جهت تجدید طهارت برفت. زورقی در کنار دجله دید و در آن زورق، سی خُم سر به مُهر کرده، بر هر یک نوشته بود «لطف».
شیخ از آن عجب داشت؛ چه در مبایعات و تجارات هیچ چیز نمی دانست که آن را «لطف» خوانند. از ملّاح سؤال بکرد که در این خُم ها چیست؟ ملّاح گفت: چه کار داری؟ تو درویشی، به حال خود باش.ادامه مطلب
تذکر لسانی در نمایشگاه بین المللی کتاب:
جلوی شبستان نمایشگاه بودم. چشم افتاد به آقا و خانمی که خانمه حجابش مناسب نبود. رفتم به سمت آقا. سلام کردم و با این مضمون بهش گفتم: "خسته نباشید، لطف می کنید به خانمتون بگید که حجابشون رو درست کنن؟ ". داشتم این جمله رو می گفتم که خود خانم، روسریش رو درست کرد. آقا هم گفت باشه و منم تشکر کردم و رفتم.
ارسال تجربیاتتان برای ما + استفاده ی همگان = تشویق دیگران
تذکرلسانی راجع به موسیقی:
داشتم از شهرستان با قطار می آمدم تهران که در کوپه ی کناری ما چندتا جوان به اصطلاح سوسول مجلس سوری وموسیقی بلند و... بله ، داشتن .
اولش خیلی ترسیدم ، توی دلم می گفتم« بگم، نگم ،اگه بگم حتما مسخره ام می کنن و...»
ادامه مطلب
امام کمتر پیش می آید که اهل نصیحت باشند؛بیشتر عملشان هست که نشان میدهد چه کاری خوب است وچه کاری بد.و از عکی العمل ایشان ما متوجه می شویم کاری قبیح است یا نه.عکس العممل امام در رابطه با مسائل مختلف فرق می کند.در مسأله محرمات و واجبات خیلی شدید برخورد دارند و در مستحبات کمتر.
برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج1،ص59
طبقه بندی: خاطرات ،
همانطورکه می دانید در اینترنت سایتی به نام کلوب وجود دارد که دختر و پسرها عضو آن می شوند و در مباحث مختلف شرکت می نمایند. یکی از کلوب های این سایت کلوب اصفهان است که بعضی دختر و پسرهای اصفهانی عضو این کلوب هستند.
یک روز که در کلوب اینترنتی اصفهانی دیدم دختر و پسرهای کلوب قرار ملاقات دست جمعی گذاشتند. این قرار ها غالبا با هدف پیدا کردن دوست دختر و یا دوست پسر جدید صورت می گیرد. تصمیم گرفتم برای ارتباط با جوانان با بچه های کلوب اصفهانی ها قاطی بشوم! با مدیر کلوب تماس گرفتم و گفتم من هم می یام سر قرار!
ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات ،
دوشنبه شب بعد از شام تعدادی از فرزندان و نوه ها دور حضرت امام جمع بودیم، فرمودند:من به بیمارستان می روم و معلوم نیست برگردم؛لذا سفارشاتی فرمودند،البته خیلی کوتاه ،و اضافه نمودند که :شما جوانها واجباتتان مثل نماز و روزه و...را انجام دهید؛ولی بدانید آنچه آخرت انسان را خراب می کند زبان اوست،مواظب باشید در مجالس غیبت ننشینید،فساد غیبت کمتر از آثار بقیه ی گناهان نیست،بیشتر هم هست و در آخر،بار دیگر سفارش کردند:شما انشاءاللّه گناه نمی کنید؛ولی مواظب باشید در مجلس غیبت ننشینید و خودتان را از این گناه عظیم دور کنید.
برداشتهایی از سیره امام خمینی ره ؛ج2ص385
طبقه بندی: خاطرات ،
تبلیغات

